درباره

وب پیش روی شما جاصل تلاش گروه کانون فرهنگی هنری صاحب الزمان (عچ) روستای قالهرمی باشد ما تلاش می کنیم تا به بهترین صورت برنامه های فرهنگی هنری روستا راپوشش دهیم اما اگرکاستی وجود دارد شمابزرگواری نموده عفو فرمایید زیرا بزاعت ما بیش ازاین نمی باشد
جستجو
مطالب پيشين
بایگانی مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
کانون فرهنگی ، هنری صاحب الزمان (عج) مسجدجامع قالهر

نور
نور افشاندي بر اين ويرانه منزل با سرت
دخترت را گو كجا جا مانده بابا پيكرت

نوازش
براي ديدن قدري نوازش
من هر شب خواب مي بينم پدر جان
سپر
هر كجا دشمنت جسارت كرد
عمه ام زودتر سپر مي شد
 
 
رباعي و دوبيتي

بابا
چه سازم من به حالِ زارم عمه
ز جورِ دشمنان بيمارم عمه
بگو با بچه هاي شهر طعنه
كه من باباي خوبي دارم عمه
شفا
زند پر مرغ روحم در هوايش
هواي مرقد و صحن و سرايش
شفاي قلبِ مجروحم رقيه است
فداي آن ضريح با صفايش
دردانه
چو زينب خواهرم تنها رقيه است
يكي دردانه بي همتا رقيه است
بگريم تا كنم او را نظاره
شبيه مادرم زهرا رقيه است

 


اشعار عروضي

ناقه
ما كجا و كربلا و اشك چون هامون كجا
شهر شام و سوز و آه و اين دلِ مجنون كجا
كنج ويرانه شده خلوتگه غم هاي من
من كجا و اين دلِ افسرده و محزون كجا
دختر شاه شهانم شه پرِ عشقِ حسين
ضربه هاي تازيانه جسمِ درد افزون كجا
خانه يما قبله ي اهلِ ‌صفا بودش ولي
اين خرابه، مجلس نامحرم و افسون كجا
يك شب از ناقه به صحراي جفا افتاده ام
پاي بي جان، جسم لرزان، سيليِ ملعون كجا
با نگاه قطره خوني من پريشان مي شدم
بر سر ني ديدن رأس عمو گلگو كجا
من به دامان پدر هر شب به ناز و غمزه ها
چشم تار و دست زخمي، اين سرِ پر خون كجا
مي شوم آماده با باباي خود راهي شوم
اي پدر گوشم به فرمانت بگو اكنون كجا
رقيه جان
دست من و نگاه من سوي شما رقيه جان
شوق زيارتت شده درد و دوا رقيه جان
نوگل هاشمي نسب بنتِ حسين فاطمه
معرفتي ز جودِ خود كن تو عطا رقيه جان
* * *
خاكِ رهت براي من مشت طلا رقيه جان
دلِ خريدار مرا بده جلا رقيه جان
بخشش تو نيازِ من طفلِ عزيزِ نازِ من
روي جواز من بزن مهرِ ادا رقيه جان
* * *
فاطمه ي كوچكي و پر از صفا رقيه جان
بده كمي به روحِ‌من درس‌ِ وفا رقيه جان
دو دست كودكانه ات گره گشاي مشكلم
به هر كجا روم زنم تو را صدا رقيه جان
پرسش
امشب در اينجا شام هجراني سحر شد
مهمان طفل دختري رأسِ پدر شد
او بوسه بر لب هاي خونيِ پدر زد
بر جان عمه او دو صد باره شرر زد
سر پرسد از دختر چرا روي تو نيلي
دختر بگويد دشمنت با ضربِ سيلي
سر پرسد از او علت قدِ خميده
دختر بپرسد كي تو را از تن بريده
دختر بگويد اي پدر با من سفر كن
بي من مرو از رفتنت قدري حذر كن
سر گويد آخر دخترم وقتِ وصال است
روح تو پرپر مي زند در فكرِ بال است
بابا بگويد مادري پهلو شكسته
در انتظارت بر درِ جنت نشسته
برخيز و بابا اين خرابه منزلت نيست
جايي براي گفتن دردِ دلت نيست
آنجا خودم شانه كنم موي تو بابا
بوسه زنم بر نيليِ روي تو بابا
پر زد رقيه شد خرابه نيمه ي شب
جسم رقيه آتشي بر جانِ زينب
قطره
بر طاق جنّان حك شده سيماي رقيه
خوريد كمي از رخ زيباي رقيه
مهتاب كه شبها دل عالم بربايد
يك نور ز رخسارِ دل آراي رقيه
دل در حرمش سجده كنان حلقه به گوش است
چون منتظرِ بخشش فرداي رقيه
گر هر دو جهان ابر شوند اشك بريزند
يك قطره ز هر آبله ي پاي رقيه
من كس نگذارم به دلم پاي گذارد
زيرا كه حريم دلِ من جاي رقيه
گر سبزترين ارض خدا را كه ببيني
آراسته با سبزي ديباي رقيه
او راه رود اهلِ حرم مستِ نظاره
اين اشكِ حسين از قد و بالاي رقيه
هر كرده ي او آيينه ي حضرت زهرا
اين وجه شرر بر دلِ باباي رقيه
با اين كه غم كرب و بلا سخت گران است
سنگين تر از آن ناله و غم هاي رقيه
هر انس و ملك تشنه ي يك خنده ز رويش
روح همگان صفحه ي سوداي رقيه

 



 

 



سیری در حیات امام زین العابدین(ع)

 

 

معرفی امام

فرزندان
زمامداران معاصر
رویدادهاى مهم
داستان‏ها:
1. گذشت امام زین العابدین (ع) از امیر معزول مدینه
 2. حسادت هشام بن عبدالملك از مقام معنوىِ امام زین العابدین (ع)
كلمات شریفه

 

  نام: على.
كنیه: ابوالحسن و ابومحمد.
القاب: زین العابدین، سید الساجدین، سجّاد، زكىّ، امین و ذوالثفنات.
به خاطر عبادت زیاد و سجده‏هاى طولانىِ امام زین العابدین (ع)، پینه‏اى در پیشانى‏اش بسته بود. از این رو، به وى «ذوالثفنات» لقب دادند.
منصب: معصوم ششم و امام چهارم شیعیان.
تاریخ ولادت: نیمه جمادى الثانى سال 38.
در مورد تاریخ ولادت آن حضرت، اختلاف است. غیر از تاریخ مزبور، مورخان روز و ماه ولادت آن حضرت را، پنجم شعبان یا نیمه جمادى الاولى یا هفتم شعبان و یا نهم شعبان ذكر كرده‏اند. در مورد سال ولادت آن حضرت نیز برخى سال 37 و برخى سال 36 هجرى را ثبت كرده‏اند.
امام زین العابدین (ع) دو سال پیش از شهادت امیر المؤمنین، على بن ابى‏طالب(ع) چشم به جهان گشود.
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). برخى مورّخان گفته‏اند كه محل تولد آن حضرت در كوفه بوده است؛ زیرا در آن هنگام، همه افراد خانواده امام على (ع) در كوفه به سر مى‏بردند.
نسب پدرى: امام حسین بن على بن ابى‏طالب (ع).
نام مادر: شهربانو، یا شاه زنان، دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه از سلسله‏ ساسانیان در ایران كه در زمان خلافت امام على (ع) (و به قولى در عصر خلافت عمر یا عثمان) به اسارت مسلمانان در آمده و با اختیار خویش، همسرىِ امام‏حسین (ع) را پذیرفت. این بانوى بزرگ در ایام نوزادى امام زین العابدین(ع) درگذشت.
مدت امامت: از زمان شهادت پدر بزرگوارش امام حسین (ع)، در محرم سال 61 تا محرم سال 95 هجرى، به مدت 34 سال.
تاریخ و سبب شهادت: دوازدهم (یا هیجدهم یا بیست و پنجم) محرم سال 95 (یا 94) هجرى، در سن 55 سالگى، به خاطر زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانید.
محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه مشرفه، در جوار قبر عمویش، امام حسن مجتبى (ع).
هم اكنون قبور مشرفه چهار امام معصوم(ع)، امام حسن مجتبى(ع)، امام زین‏العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در كنار هم مى‏باشد.
همسران: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى و چند ام ولد.


الف) پسران: 1. امام محمد باقر (ع). 2. زید شهید. 3. عبدالله باهر. 4. عمر أشرف. 5. حسین اكبر. 6. عبدالرحمن. 7. عبید الله. 8. سلیمان. 9. حسن. 10. حسین اصغر. 11. على‏اصغر. 12. محمد اصغر.
ب) دختران: 1. خدیجه. 2. فاطمه. 3. علیّه. 4. ام كلثوم.
اصحاب: اسامى تعداد زیادى از مؤمنان، شیعیان و محبان اهل بیت(ع) در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین (ع) آمده است كه در این جا به نام برخى از آنان اشاره مى‏گردد:

فرزندان

 

1. جابربن عبدالله انصارى.
2. عامر بن واثله كنانى.
3. سعید بن مسیّب.
4. سعید بن جهان كنانى.
5. سعید بن جبیر.
6. محمد بن جبیر.
7. ابو خالد كابلى.
8. قاسم بن عوف.
9. اسماعیل بن عبدالله بن جعفر.
10. ابراهیم بن محمد حنفیه.
11. حسن بن محمد حنفیه.
12. حبیب بن ابى ثابت.
13. ابو حمزه ثمالى.
14. فرات بن أحنف.
15. جابر بن محمد بن ابى بكر.
16. ایوب بن حسن.
17. على بن رافع.
18. ابو محمد قرشى.
19. ضحاك بن مزاحم.
20. طاوس بن كیسان.
21. حمید بن موسى.
22. أبان بن تغلب.
23. سدیر بن حكیم.
24. قیس بن رمانه.
25. همام‏بن غالب (مشهور به فرزدق شاعر).
26. عبدالله برقى.
27. یحیى بن ام طویل.


زمامداران معاصر

1. امیر المؤمنین على بن ابى‏طالب (ع) (40-35 ق.).
2. امام حسن‏مجتبى (ع) (41-40 ق.).
3. معاویة بن ابى سفیان (60-35 ق.).
4. یزید بن معاویة (64-60 ق.).
5. معاویة بن یزید (64-64 ق.).
6. عبدالله بن زبیر (73-64 ق.).
7. مروان بن حكم (65-64 ق.).
8. عبدالملك بن مروان (86-65 ق.).
9. ولید بن عبدالملك (96-86 ق.).


از میان زمامداران فوق، ردیف‏هاى اول و دوم از خاندان بنى هاشم، سوم، چهارم و پنجم از خاندان بنى‏امیه و از تیره ابوسفیان، ششم از آل زبیر و هفتم، هشتم و نهم از خاندان بنى‏امیه و از تیره حكم بن عاص هستند. از میان آنان امام على بن ابى‏طالب(ع) دادگرترین و شایسته‏ترین فردى بود كه پس از پیامبر اكرم (ص) به زمامدارى مردم رسید. زمامدارىِ كوتاه مدت وى الگو و سرمشق همه حكومت‏هاى صالحى است كه پس از او پدید آمده و یا در آینده محقق مى‏گردند

دل نوشته مدیرکانون:

پاسدار نهضت کربلا
امام زین العابدین (ع) در سال 37 هجری تولد یافت پدر بزرگوارش امام حسین (ع) وجد بزرگوارش امام علی (ع) است که امام زین العابدین (ع) تنها دوسال از آخر عمر امام علی (ع) را درک کردند .

چهره امام چهارم (ع)

چون دوران آن حضرت پراضصراب ترین وخفقانی ترین عصر خون ، وارعاب بنی امیه است وجنایات ننگین وسیاه آنان ،صفحات تاریخ سیاه عصر خلافت اموی را سیاهتر وننگین تر از همیشه کرده است،نشان دادن چهره راستین چهارمین پیشوای شیعه امام زین العابدین (ع) دشوارتر و پیچیده تر است .
امام چهارم (ع) در این دوره اختناق وخفقان که در آن زمامداران خود کامه وعیاش وخونریز اموی همه قوانین مقدسات اسلامی را به بازی گرفته ؛ وتمام حقوق انسانی واخلاقی را زیر پا گذاشته بودند وبرای کسی وچیزی ، ارزش واحترام قائل نبودند ، می زیست وبا زمامداران روبرو بود که روی چنگیز وهلاکو و... را سفید کرده بودند !
امام زین العابدین (ع) هم عصر با یزید ، عبدالله بن زبیر ، مروان ، عبدالملک و ولید بن عبدالملک خلفای ستمگر دیگر اموی بود .
 
بیماری امام
ایشان وارث رنج واندوه ومصیبتی جانکاه و نیز وارث انقلاب خونین وبسیار عمیق کربلا بودند ، که در آن روز (عاشورا) در کربلا به طرز معجزه آمیزی مریض بودند .شکی نیست که بیماری امام (ع) موقت ومصلحتی از طرف خداوند بود . خداوند می خواست از طریق عوامل طبیعی وعادی ، حجت خود را حفظ کند زیرا می دانیم که همین بیماری کوتاه باعث شد که امام در کشتار بیرحمانه سربازان یزید ، سالم بماند .
اضافه بر این وقتی که لشکر طبق خوی بیابان گردی ووحشیگری برای غارت به جادرها؛ حمله بردند ، با بدن نبمه جان زین العابدین (ع) مواجه شدند که بر بستر افتاده است ، عده ای آماده کشتن وی شدند ولی برخی گفتند او خود می میرد ، چرا ما دست بخونش بیالائیم .
این بیماری موقت بود وآثارش تا کوفه و شام در جسم آن حضرت باقی بود ولی امام علی رغم همه این مشکلات وناراحتی های جسمی وروحی ، قلبی آرام ودلی قوی وشجاع و روحی با شهامت داشت .

شجاعت کم نظیر
برای رهائی از ذلت وبردگی ؛ وبازیابی وعزت وآزادگی ، فراهم ساختن زمینه ای برای یک انقلاب ریشه دار وبنیادی ، در سطحی گسترده، بر ضد بیداد وخفقان وتحریف حقایق ، راهی جز آگاهی وبیداری وروشنگری مردم نیست ... پس باید مردم را آگاه کردوبه آنان آگاهی وشناخت دادتا احساس مسئولیت کنند ، آنگاه خودبخود ، شورش وانقلاب پدید می آید.


این جزء نقشه امام حسین (ع) بود ؛ که مرحله اول را خود ویارانش با شهادت انجام دادند ومرحله دوم وحساس ودشوارترینش ، بر عهده امام زین العابدین ( وزینب کبری ) بود .

سخنرانی کوتاه وپرشور امام
امام با جمعی انبوه که بیشتر آمده بو دند تماشای اسیرانی که بیگانه از اسلام معرفی شده بود ، اشاره کرد که سکوت کنند . وهمه ساکت شدند ! ، آنگه پس از ستایش ودرود خداوند فرمود :
مردم آنکس که مرا نمی شناسد خود را معرفی می کنم . من پسر حسین (ع) پسر علی بن ابیطالبم من پسر شهیدی هستم که حرمت او را شکسته وزنانش را اسیر ساخته و آنان راغارت کردید. من به خود می بالم که پدرم را به ناحق وبیگناه سر بریدند. مردم ! شما را بخدا سوگند آیا می دانید که به پدرم چه نوشتید ؟ میدانید که نخست با او پیماری یاری بستید ؟ آنگاه او را بانیرنگ وخدعه بقتل رساندید. مرگ بر شما ، نابود باشید که به چه کار زشت و پستی دست زدید ... در قیامت چه خواهید گفت ؟ روزی که پیامبر به شما بگوید : که فرزندانم را کشتید وحرمتم را در هم شکستید ، از امت من نیستید با چه رو به او نگاه خواهید کرد ؟
این سخنان کوتاه وجانگداز در آن محیط خفقان وارعاب ، طوفانی بپا کرد وچنان در عمق روح وجان مردم کوفه نفوذ کرد که می گریستند وهمدیگر را ملامت می کردند واز همانجا شعارها بر ضد حکومت وبه نفع امام حسین (ع9 داده شد وهمه اعلام آمادگی کردند وبه یزید ودستیارانش لعنت فرستادند .
این خطبه کوتاه پرده سیاه تحریف را کنار زد وماهیت امام حسین (ع) وچهره دشمنان را نشان داد . وهنوز خطبه تمام نشده بود که بانک از مردم برخاست وهمه گریه کنان همدیگر را ملامت می کردند ومی گریستند ومی گفتند : بخدا تباه شدید ونمی دانید !!
امام در برابر هیجان مردم فرمود : خدا رحمت کند کسی را که پند م را بشنود ووصیتم را بکار بندد
همگی بیکباره فریاد زدند که : همه ما فرمانبرداریم وهمه حرمت ترا نگاه میداریم ، ما با دشمنان شما پیکار می کنیم یزید را می گیریم وبدست شما می سپاریم آنچه می خواهی امر کن تا انجام دهیم ما از کسانی که بر شما ستم کرده اند بیزاریم .!
حضرت که قصدش بیداری افکار وشناساندن وآگاهی مردم بود ومی دانست شرایط واوضاع آماده قیام نیست وبا قدرت وموقعیت دستگاه حاکمه ، هر شورش وانقلابی در نطفه خفه می شود وهنوز تا روشنگری افکار توده ، راهی بس دراز در پیش است وباید مرکز خلافت را که در چنبر استعمار فکری گرفتار است ودر آتش جهل بنی امیه می سوزد ، روشن گردد و...
پس در برابر هیجان ، آنان را به نفاق وکار شکنی های شان سرزنش کرد وگفت :
مردم نیرنگ باز کوفه . حاشا که دیگر فریب شما را بخوریم ؛ می خواهید با من بسان پدرم رفتار کنید ؛ هنوز جراحتی که بر دل داریم ، بهبود نیافته است و... نه ما را یاری کنید ونه به جنگ مان برخیزید ....

شاگردان مکتب امام (ع)
پس از پایان اسارت وبازگشت به مدینه ، امام (ع) در آن جو خاص ، به تربیت مسلمانان ونشر معاوف دین همت گماشت وافراد بیشماری از مکتب سازنده وآموزنده امام بهره مند شدند . که از آنجمله است : شیخ طوسی ، ابو حمزه ثمالی ، جابر بن عبدالله انصاری ، عامر بن وائله کنانی ،...

شهادت امام (ع)
در تاریخ شهادت امام چهارم (ع) اختلاف نظرهائی بین مورخین هست ولی بنابه مدارک معتبر در 25 محرم سال 95هجری در سن 57 سالگی پس از یک دوره زندگی سراسر رنج واندوه ومبارزه وجهاد ؛ بدستور ولید بن عبدالملک خلیفه ستمگر اموی ، توسط هشام بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید ودر قبرستان بقیع در مدینه کنار قبر امام حسن (ع) دفن گردید.
 

پاسدار نهضت کربلا
امام زین العابدین (ع) در سال 37 هجری تولد یافت پدر بزرگوارش امام حسین (ع) وجد بزرگوارش امام علی (ع) است که امام زین العابدین (ع) تنها دوسال از آخر عمر امام علی (ع) را درک کردند .

چهره امام چهارم (ع)

چون دوران آن حضرت پراضصراب ترین وخفقانی ترین عصر خون ، وارعاب بنی امیه است وجنایات ننگین وسیاه آنان ،صفحات تاریخ سیاه عصر خلافت اموی را سیاهتر وننگین تر از همیشه کرده است،نشان دادن چهره راستین چهارمین پیشوای شیعه امام زین العابدین (ع) دشوارتر و پیچیده تر است .
امام چهارم (ع) در این دوره اختناق وخفقان که در آن زمامداران خود کامه وعیاش وخونریز اموی همه قوانین مقدسات اسلامی را به بازی گرفته ؛ وتمام حقوق انسانی واخلاقی را زیر پا گذاشته بودند وبرای کسی وچیزی ، ارزش واحترام قائل نبودند ، می زیست وبا زمامداران روبرو بود که روی چنگیز وهلاکو و... را سفید کرده بودند !
امام زین العابدین (ع) هم عصر با یزید ، عبدالله بن زبیر ، مروان ، عبدالملک و ولید بن عبدالملک خلفای ستمگر دیگر اموی بود .

بیماری امام
ایشان وارث رنج واندوه ومصیبتی جانکاه و نیز وارث انقلاب خونین وبسیار عمیق کربلا بودند ، که در آن روز (عاشورا) در کربلا به طرز معجزه آمیزی مریض بودند .شکی نیست که بیماری امام (ع) موقت ومصلحتی از طرف خداوند بود . خداوند می خواست از طریق عوامل طبیعی وعادی ، حجت خود را حفظ کند زیرا می دانیم که همین بیماری کوتاه باعث شد که امام در کشتار بیرحمانه سربازان یزید ، سالم بماند .
اضافه بر این وقتی که لشکر طبق خوی بیابان گردی ووحشیگری برای غارت به جادرها؛ حمله بردند ، با بدن نبمه جان زین العابدین (ع) مواجه شدند که بر بستر افتاده است ، عده ای آماده کشتن وی شدند ولی برخی گفتند او خود می میرد ، چرا ما دست بخونش بیالائیم .
این بیماری موقت بود وآثارش تا کوفه و شام در جسم آن حضرت باقی بود ولی امام علی رغم همه این مشکلات وناراحتی های جسمی وروحی ، قلبی آرام ودلی قوی وشجاع و روحی با شهامت داشت .

شجاعت کم نظیر
برای رهائی از ذلت وبردگی ؛ وبازیابی وعزت وآزادگی ، فراهم ساختن زمینه ای برای یک انقلاب ریشه دار وبنیادی ، در سطحی گسترده، بر ضد بیداد وخفقان وتحریف حقایق ، راهی جز آگاهی وبیداری وروشنگری مردم نیست ... پس باید مردم را آگاه کردوبه آنان آگاهی وشناخت دادتا احساس مسئولیت کنند ، آنگاه خودبخود ، شورش وانقلاب پدید می آید.
این جزء نقشه امام حسین (ع) بود ؛ که مرحله اول را خود ویارانش با شهادت انجام دادند ومرحله دوم وحساس ودشوارترینش ، بر عهده امام زین العابدین ( وزینب کبری ) بود .

سخنرانی کوتاه وپرشور امام
امام با جمعی انبوه که بیشتر آمده بو دند تماشای اسیرانی که بیگانه از اسلام معرفی شده بود ، اشاره کرد که سکوت کنند . وهمه ساکت شدند ! ، آنگه پس از ستایش ودرود خداوند فرمود :
مردم آنکس که مرا نمی شناسد خود را معرفی می کنم . من پسر حسین (ع) پسر علی بن ابیطالبم من پسر شهیدی هستم که حرمت او را شکسته وزنانش را اسیر ساخته و آنان راغارت کردید. من به خود می بالم که پدرم را به ناحق وبیگناه سر بریدند. مردم ! شما را بخدا سوگند آیا می دانید که به پدرم چه نوشتید ؟ میدانید که نخست با او پیماری یاری بستید ؟ آنگاه او را بانیرنگ وخدعه بقتل رساندید. مرگ بر شما ، نابود باشید که به چه کار زشت و پستی دست زدید ... در قیامت چه خواهید گفت ؟ روزی که پیامبر به شما بگوید : که فرزندانم را کشتید وحرمتم را در هم شکستید ، از امت من نیستید با چه رو به او نگاه خواهید کرد ؟
این سخنان کوتاه وجانگداز در آن محیط خفقان وارعاب ، طوفانی بپا کرد وچنان در عمق روح وجان مردم کوفه نفوذ کرد که می گریستند وهمدیگر را ملامت می کردند واز همانجا شعارها بر ضد حکومت وبه نفع امام حسین (ع9 داده شد وهمه اعلام آمادگی کردند وبه یزید ودستیارانش لعنت فرستادند .
این خطبه کوتاه پرده سیاه تحریف را کنار زد وماهیت امام حسین (ع) وچهره دشمنان را نشان داد . وهنوز خطبه تمام نشده بود که بانک از مردم برخاست وهمه گریه کنان همدیگر را ملامت می کردند ومی گریستند ومی گفتند : بخدا تباه شدید ونمی دانید !!
امام در برابر هیجان مردم فرمود : خدا رحمت کند کسی را که پند م را بشنود ووصیتم را بکار بندد
همگی بیکباره فریاد زدند که : همه ما فرمانبرداریم وهمه حرمت ترا نگاه میداریم ، ما با دشمنان شما پیکار می کنیم یزید را می گیریم وبدست شما می سپاریم آنچه می خواهی امر کن تا انجام دهیم ما از کسانی که بر شما ستم کرده اند بیزاریم .!
حضرت که قصدش بیداری افکار وشناساندن وآگاهی مردم بود ومی دانست شرایط واوضاع آماده قیام نیست وبا قدرت وموقعیت دستگاه حاکمه ، هر شورش وانقلابی در نطفه خفه می شود وهنوز تا روشنگری افکار توده ، راهی بس دراز در پیش است وباید مرکز خلافت را که در چنبر استعمار فکری گرفتار است ودر آتش جهل بنی امیه می سوزد ، روشن گردد و...
پس در برابر هیجان ، آنان را به نفاق وکار شکنی های شان سرزنش کرد وگفت :
مردم نیرنگ باز کوفه . حاشا که دیگر فریب شما را بخوریم ؛ می خواهید با من بسان پدرم رفتار کنید ؛ هنوز جراحتی که بر دل داریم ، بهبود نیافته است و... نه ما را یاری کنید ونه به جنگ مان برخیزید ....

شاگردان مکتب امام (ع)
پس از پایان اسارت وبازگشت به مدینه ، امام (ع) در آن جو خاص ، به تربیت مسلمانان ونشر معاوف دین همت گماشت وافراد بیشماری از مکتب سازنده وآموزنده امام بهره مند شدند . که از آنجمله است : شیخ طوسی ، ابو حمزه ثمالی ، جابر بن عبدالله انصاری ، عامر بن وائله کنانی ،...

شهادت امام (ع)
در تاریخ شهادت امام چهارم (ع) اختلاف نظرهائی بین مورخین هست ولی بنابه مدارک معتبر در 25 محرم سال 95هجری در سن 57 سالگی پس از یک دوره زندگی سراسر رنج واندوه ومبارزه وجهاد ؛ بدستور ولید بن عبدالملک خلیفه ستمگر اموی ، توسط هشام بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید ودر قبرستان بقیع در مدینه کنار قبر امام حسن (ع) دفن گردید.
 

پاسدار نهضت کربلا
امام زین العابدین (ع) در سال 37 هجری تولد یافت پدر بزرگوارش امام حسین (ع) وجد بزرگوارش امام علی (ع) است که امام زین العابدین (ع) تنها دوسال از آخر عمر امام علی (ع) را درک کردند .

چهره امام چهارم (ع)

چون دوران آن حضرت پراضصراب ترین وخفقانی ترین عصر خون ، وارعاب بنی امیه است وجنایات ننگین وسیاه آنان ،صفحات تاریخ سیاه عصر خلافت اموی را سیاهتر وننگین تر از همیشه کرده است،نشان دادن چهره راستین چهارمین پیشوای شیعه امام زین العابدین (ع) دشوارتر و پیچیده تر است .
امام چهارم (ع) در این دوره اختناق وخفقان که در آن زمامداران خود کامه وعیاش وخونریز اموی همه قوانین مقدسات اسلامی را به بازی گرفته ؛ وتمام حقوق انسانی واخلاقی را زیر پا گذاشته بودند وبرای کسی وچیزی ، ارزش واحترام قائل نبودند ، می زیست وبا زمامداران روبرو بود که روی چنگیز وهلاکو و... را سفید کرده بودند !
امام زین العابدین (ع) هم عصر با یزید ، عبدالله بن زبیر ، مروان ، عبدالملک و ولید بن عبدالملک خلفای ستمگر دیگر اموی بود .

بیماری امام
ایشان وارث رنج واندوه ومصیبتی جانکاه و نیز وارث انقلاب خونین وبسیار عمیق کربلا بودند ، که در آن روز (عاشورا) در کربلا به طرز معجزه آمیزی مریض بودند .شکی نیست که بیماری امام (ع) موقت ومصلحتی از طرف خداوند بود . خداوند می خواست از طریق عوامل طبیعی وعادی ، حجت خود را حفظ کند زیرا می دانیم که همین بیماری کوتاه باعث شد که امام در کشتار بیرحمانه سربازان یزید ، سالم بماند .
اضافه بر این وقتی که لشکر طبق خوی بیابان گردی ووحشیگری برای غارت به جادرها؛ حمله بردند ، با بدن نبمه جان زین العابدین (ع) مواجه شدند که بر بستر افتاده است ، عده ای آماده کشتن وی شدند ولی برخی گفتند او خود می میرد ، چرا ما دست بخونش بیالائیم .
این بیماری موقت بود وآثارش تا کوفه و شام در جسم آن حضرت باقی بود ولی امام علی رغم همه این مشکلات وناراحتی های جسمی وروحی ، قلبی آرام ودلی قوی وشجاع و روحی با شهامت داشت .

شجاعت کم نظیر
برای رهائی از ذلت وبردگی ؛ وبازیابی وعزت وآزادگی ، فراهم ساختن زمینه ای برای یک انقلاب ریشه دار وبنیادی ، در سطحی گسترده، بر ضد بیداد وخفقان وتحریف حقایق ، راهی جز آگاهی وبیداری وروشنگری مردم نیست ... پس باید مردم را آگاه کردوبه آنان آگاهی وشناخت دادتا احساس مسئولیت کنند ، آنگاه خودبخود ، شورش وانقلاب پدید می آید.
این جزء نقشه امام حسین (ع) بود ؛ که مرحله اول را خود ویارانش با شهادت انجام دادند ومرحله دوم وحساس ودشوارترینش ، بر عهده امام زین العابدین ( وزینب کبری ) بود .

سخنرانی کوتاه وپرشور امام
امام با جمعی انبوه که بیشتر آمده بو دند تماشای اسیرانی که بیگانه از اسلام معرفی شده بود ، اشاره کرد که سکوت کنند . وهمه ساکت شدند ! ، آنگه پس از ستایش ودرود خداوند فرمود :
مردم آنکس که مرا نمی شناسد خود را معرفی می کنم . من پسر حسین (ع) پسر علی بن ابیطالبم من پسر شهیدی هستم که حرمت او را شکسته وزنانش را اسیر ساخته و آنان راغارت کردید. من به خود می بالم که پدرم را به ناحق وبیگناه سر بریدند. مردم ! شما را بخدا سوگند آیا می دانید که به پدرم چه نوشتید ؟ میدانید که نخست با او پیماری یاری بستید ؟ آنگاه او را بانیرنگ وخدعه بقتل رساندید. مرگ بر شما ، نابود باشید که به چه کار زشت و پستی دست زدید ... در قیامت چه خواهید گفت ؟ روزی که پیامبر به شما بگوید : که فرزندانم را کشتید وحرمتم را در هم شکستید ، از امت من نیستید با چه رو به او نگاه خواهید کرد ؟
این سخنان کوتاه وجانگداز در آن محیط خفقان وارعاب ، طوفانی بپا کرد وچنان در عمق روح وجان مردم کوفه نفوذ کرد که می گریستند وهمدیگر را ملامت می کردند واز همانجا شعارها بر ضد حکومت وبه نفع امام حسین (ع9 داده شد وهمه اعلام آمادگی کردند وبه یزید ودستیارانش لعنت فرستادند .
این خطبه کوتاه پرده سیاه تحریف را کنار زد وماهیت امام حسین (ع) وچهره دشمنان را نشان داد . وهنوز خطبه تمام نشده بود که بانک از مردم برخاست وهمه گریه کنان همدیگر را ملامت می کردند ومی گریستند ومی گفتند : بخدا تباه شدید ونمی دانید !!
امام در برابر هیجان مردم فرمود : خدا رحمت کند کسی را که پند م را بشنود ووصیتم را بکار بندد
همگی بیکباره فریاد زدند که : همه ما فرمانبرداریم وهمه حرمت ترا نگاه میداریم ، ما با دشمنان شما پیکار می کنیم یزید را می گیریم وبدست شما می سپاریم آنچه می خواهی امر کن تا انجام دهیم ما از کسانی که بر شما ستم کرده اند بیزاریم .!
حضرت که قصدش بیداری افکار وشناساندن وآگاهی مردم بود ومی دانست شرایط واوضاع آماده قیام نیست وبا قدرت وموقعیت دستگاه حاکمه ، هر شورش وانقلابی در نطفه خفه می شود وهنوز تا روشنگری افکار توده ، راهی بس دراز در پیش است وباید مرکز خلافت را که در چنبر استعمار فکری گرفتار است ودر آتش جهل بنی امیه می سوزد ، روشن گردد و...
پس در برابر هیجان ، آنان را به نفاق وکار شکنی های شان سرزنش کرد وگفت :
مردم نیرنگ باز کوفه . حاشا که دیگر فریب شما را بخوریم ؛ می خواهید با من بسان پدرم رفتار کنید ؛ هنوز جراحتی که بر دل داریم ، بهبود نیافته است و... نه ما را یاری کنید ونه به جنگ مان برخیزید ....

شاگردان مکتب امام (ع)
پس از پایان اسارت وبازگشت به مدینه ، امام (ع) در آن جو خاص ، به تربیت مسلمانان ونشر معاوف دین همت گماشت وافراد بیشماری از مکتب سازنده وآموزنده امام بهره مند شدند . که از آنجمله است : شیخ طوسی ، ابو حمزه ثمالی ، جابر بن عبدالله انصاری ، عامر بن وائله کنانی ،...

شهادت امام (ع)
در تاریخ شهادت امام چهارم (ع) اختلاف نظرهائی بین مورخین هست ولی بنابه مدارک معتبر در 25 محرم سال 95هجری در سن 57 سالگی پس از یک دوره زندگی سراسر رنج واندوه ومبارزه وجهاد ؛ بدستور ولید بن عبدالملک خلیفه ستمگر اموی ، توسط هشام بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید ودر قبرستان بقیع در مدینه کنار قبر امام حسن (ع) دفن گردید.



 



گریستن در سوگ شهدای کربلا تجدید بیعت با عاشورا و فرهنگ شهادت است ا مسئول واحد پژوهش حوزه علیمه قم گفت: گریستن در سوگ شهدای کربلا، تجدید بیعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه فکری و روحی با این مکتب است.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان از اراک، حجت الاسلام محمدباقر غفوری، مسئول واحد پژوهش حوزه علیمه قم امروز (21آذر) در مراسمی که به مناسبت ششمین روز از سالروز شهادت سید الشهدا حضرت اباعبدالله در حسینیه باب الحوائج روستای قالهر از توابع دلیجان برگزار شود، گفت: صدای مظلومیت حسین بن علی(ع) همیشه تاریخ در گوش جهانیان طنین افکن است.

 

وی با بیان اینکه اشک برای مصیبت های وارده بر خاندان پیامبر زمینه ساز پرهیز از گناه است، افزود: اشک ریختن نوعی بیعت و امضا کردن پیمان و قرارداد دوستی با سید الشّهدا و ابراز انزجار و تنفر از قاتلان حضرت است.

 

حجت الاسلام غفوری تصریح کرد: دوستداران و پیروان واقعی امام حسین(ع) باید با مطالعه کتبی که در خصوص فضایل و سیره این امام بزرگوار به رشته تحریر در آمده در راستای احیای اهداف قیام امام حسین(ع) در جامعه بکوشند.

 

همچنین در حاشیه این مراسم نمایشگاه عکسی از مسیر حرکت کاروان امام حسین (ع) از مکه تا کربلا با عنوان" عاشورا تا عاشورا" در حیاط حسینیه دایر شد که مورد استتقبال پرشور اهالی قالهر قرار گرفت.

 

 

در ادامه این مراسم که به همت کانون فرهنگی هنری صاحب الزمان(عج) مسجد جامع قالهر برگزار شد، حاج اسماعیل اخباری از کاشان به مداحی و نوحه سرایی در سوگ شهادت حضرت ثارالله (ع) و اصحاب با وفایشان پرداخت.

 

لازم به ذکر است، در این مراسم که با صرف ناهار پایان گرفت، از برگزیدگان طرح تابستانی اوقات فراغت 90 با عنوان آسمانی های 5 و 72 برگزیده مسابقات پیامکی ماه محرم تقدیر شد.

 




90;RIGHT:400;TEXT-ALIGN:center; visibility:hidden; width:211;
background-color:#FFFFFF" padding-left:4px; padding-right:4px;
padding-top:1px; padding-bottom:1px>


صفحه در حال بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...


style="font-size: 8pt">
"Pleasehttp://theme98-1.persiangig.com/p/p1.gif"
width="150" height="60" border="0">


http://www.tatweb.ir/"
style="text-decoration: none">Loading by : TATWEB.IR


بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.      اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: شیعه کد






- <-BlogId->">
, <-BlogDescription->, <-BlogAbout->" />
">



" href="<-BlogXmlLink->">
<-BlogAndPostTitle->






<-BlogTitle->







<-PostTitle->


<-PostContent->





">ادامه مطلب





نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate->
ساعت <-PostTime-> موضوع <-PostCategory-> |
">لینک ثابت












درباره وبلاگ




" style="border: 1px solid #D48B41; padding-left: 4px; padding-right: 4px; padding-top: 1px; padding-bottom: 1px">


<-BlogAbout->



فهرست اصلی




نویسندگان





آرشیو موضوعی





دوستان





پیوندهای روزانه




نوشته های پیشین



سایر امکانات


<-BlogCustomHtml->






">
RSS


POWERED BY


http://www.LoxBlog.com/">
LoxBlog.COM





کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به مدیر آن می باشد.


"><-BlogTitle->

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران



http://www.tatweb.ir/" target=_blank>ابزار وبلاگ نویسی تات وب

 



 

به مناسبت هلال ماه محرم

در آسمان بنای عزا بس که محکم است از بار حزن، پشت ملک در فلک خم است هر جا نظر کنم به زمین محفل غم است «باز این چه شورش است که در خلق عالم است » «باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است » ارواح انبیاء سلف تا مقربین گشتند زین خروش به عرش برین غمین گفتند کای رسول امین عقل اولین «باز این چه رستخیز عظیم است در زمین » «بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است » یا رب ندانم این چه خروش است و انقلاب کافکنده در نظام فلک باز پیچ و تاب تاریک گشته مشرق از این ظلم بی حساب «گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب » «کآشوب در تمامی ذرات عالم است » زین انقلاب چشم خدا در زمین گریست در حیرتم که این همه غوغا برای چیست؟ در شش جهت تزلزل هفت آسمان ز چیست؟ «گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست؟!» «این رستخیز عالم که نامش محرم است » چون شاه دین به خوان بلا گشت میهمان گشتند کوفیان لعین طرفه میزبان تنها نشد ز سرور لب تشنه، قحط نان «از آب هم مضایقه کردند کوفیان » «خوش داشتند حرمت مهمان کربلا» در گیر و دار دشت غم از فتنه یزید فریاد العطش به سپهر برین رسید بگشود چشم ساقی کوثر ز خلد دید «بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید» «خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا» بر آل بوتراب نمودند آب سد کشتندشان ز کینه دیرینه و حسد سرها به نیزه رفت به جا ماندشان جسد «زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد» «فریاد العطش ز بیابان کربلا»باد خزان وزید به بستان کربلا جاری است خون هنوز ز میدان کربلا از خون تر است جسم شهیدان کربلا «روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار» «در خاک و خون فتاده به میدان کربلا» با آل بوتراب چه ها کرد روزگار؟! تا حشر زین قضیه تو از دیده خون ببار تا نفخ صور جن و ملک گشته دل فکار «روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار» «خورشید سر برهنه بر آمد ز کوهسار»



 

با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد                     در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد
ذهنش ز روضه هاي مجسم عبور كرد                  شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد
 
احساس كرد از همه عالم جدا شده ست
در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده ست
 
در اوج روضه خوب دلش را كه غم گرفت          وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت
وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت                   مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت
 
باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست
شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست
 
بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت                      دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت
يك بيت بعد واژه لب تشنه را گذاشت                    تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
 
حس كرد پا به پاش جهان گريه مي كند
دارد غروب فرشچيان گريه مي كند
 
با اين زبان چگونه بگويم چه ها كشيد                   بر روي خاك وخون بدني را رها كشيد
او را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد                        حتي براش جاي كفن؛ بوريا كشيد
 
در خون كشيد قافيه ها را، حروف را
از بس كه گريه كرد تمام لهوف را
 
اما در اوج روضه كم آورد و رنگ باخت              بالا گرفت كار و سپس آسمان گداخت
اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت                 خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت
 
بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود
او كهكشان روشن هفده ستاره بود
 
خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...          پيشانيش پر از عرق سرد و بعد از آن...
خود را ميان معركه حس كرد و بعد از آن...         شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...
 
در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس
شاعر كنار دفترش افتاد از نفس
 



بهت نجران در ابهت اهل بیت

 

 

 

بخش با صفای « نجران » ، با هفتاد دهكده تابع خود ، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، این نقطه تنها منطقه مسیحی نشین حجاز بود كه به دلایلی از بت پرستی دست كشیده ، و به آئین مسیح گرویده بودند.

پیامبر اسلام به موازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبی جهان ، نامه ای به اسقف نجران ، نوشت و طی آن نامه، ساكنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود. اینك فرازی از نامه آن حضرت: « به نام خدای ابراهیم ، اسحاق و یعقوب. ( این نامه ای است) از محمد پیامبر خدا به اسقف نجران : خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می كنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، به پرستش « خدا» دعوت می نمایم . شما را دعوت می كنم كه از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آئید ، اگر دعوت مرا نپذیرفتید ( لااقل ) باید به حكومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید ( كه در برابر این مبلغ كم ، از جان و مال شما دفاع می كند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود. »

نمایندگان پیامبر كه حامل نامه بودند ، وارد نجران شده و نامه پیامبر را به اسقف مسیحیان نجران دادند. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم ، شورایی مركب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشكیل داد. شورا نظر داد كه گروهی به عنوان « هیئت نمایندگی نجران » به مدینه بروند ، تا از نزدیك با پیامبر صلی الله علیه و آله دیدار كرده ، دلائل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند . بدین ترتیب ،  شصت تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند ، كه در رأس آنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت:

1- « ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران كه نماینده رسمی كلیساهای روم در حجاز بود.

2- « عبدالمسیح» ، رئیس هیئت نمایندگی كه به عقل ، تدبیر و كاردانی شهرت داشت.

3- « اَیهَم» ، كه فردی كهنسال و یكی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت.


 

مذاكره نمایندگان نجران

بالاخره نمایندگان نجران ، به دیدار پیامبر اكرم (ص) آمده و به مذاكره پرداختند ، در این مطلب ، گوشه ای از مذاكرات آنها می پردازیم :

پیامبر (ص) ، من شما را به آئین توحید ، پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می كنم . سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت نمود.

نمایندگان نجران: اگر منظور از اسلام ، ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احكام وی عمل می نمائیم.

پیامبر اكرم : اسلام علائمی دارد و برخی از اعمال شما ، حاكی است كه به اسلام واقعی نگرویده اید . چگونه می گوئید كه خدای یگانه را پرستش می كنید ، حال آنكه شما صلیب را می پرستید ، از خوردن گوشت خوك پرهیز نمی كنید و برای خدا فرزند قائلید؟

نمایندگان نجران : ما او را (مسیح) خدا می دانیم زیرا او مردگان را زنده كرد بیماران را شفا بخشید ، و از گِل پرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام این اعمال حاكی است كه او خدا است.

پیامبر اكرم: نه ! او بنده خدا و مخلوق او است ، كه خدا او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدا به او داده است.

یكی از نمایندگان نجران: آری او فرزند خدا است زیرا مادر او مریم ، بدون اینكه با كسی ازدواج كند ، او را به دنیا آورده است . پس پدر او خدای جهان می باشد.

در این هنگام ، فرشته وحی نازل گردید و به پیامبر گفت كه به آنان بگوید : « وضع حضرت عیسی از این نظر مانند حضرت آدم است كه او را با قدرت بی پایان خود ، بدون اینكه دارای پدر و مادری باشد از خاك آفرید. » ( آل عمران /59)

 

نمایندگان نجران : گفت و گوهای شما ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهله نمائیم ، و بر دروغگو نفرین بفرستیم ، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاك و نابود كند.

در این هنگام ، حضرت جبرائیل نازل گردید ، آیه مباهله را  آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:

« فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الكاذبین.» ( آل عمران /61)

طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر این شد كه فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود مباهله نمایند.


 

پیامبر اكرم به مباهله می رود

وقت مباهله فرا رسید . قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی « نجران» ، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود ، فقط چهار نفر را برگزید كه در این حادثه تاریخی شركت نمایند. این چهار تن ، جز علی بن ابی طالب (ع) ، فاطمه دختر پیامبر (س) و حسن و حسین علیهما السلام نبودند ، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاك تر ، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن ، وجود نداشت.

پیامبر (ص) ، فاصله منزل و نقطه ای را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام گیرد ، با وضعی خاص طی نمود. او در حالی رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع)  پشت سر وی حركت می كردند ؛ پیامبر (ص) این چنین  گام به میدان مباهله نهاد ، او پیش از ورود به میدان « مباهله» ، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم ، شما دعای مرا با گفتن آمّین بدرقه كنید.

سران هیئت نمایندگی نجران ، پیش از آنكه با پیامبر (ص) روبرو شوند به یكدیگر می گفتند: هرگاه دیدید كه « محمد» ، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد ، و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما داد در این صورت ، وی فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت خود ندارد. ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود به « مباهله» بیاید و با وضعی وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادی ، رو به درگاه الهی گذارد ؛ پیداست كه پیامبری راستگو است و به قدری به خود ایمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودی قرار دهد ، بلكه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودی قرار دهد.

سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند كه ناگهان ، چهره نورانی پیامبر اكرم (ص) با چهار تن دیگر نمایان گردید.

همگی با بهت و حیرت به چهره یكدیگر نگاه كردند ، و از اینكه او فرزندان معصوم و بی گناه ، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دریافتند كه پیامبر ، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یك فرد مردد ، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره هائی را می بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگترین كوهها را از جای بكند ، فوراً كنده می شود. بنابراین ، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم ، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پیدا كند ، همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یك مسیحی باقی نماند.


 

انصراف هیئت نمایندگی از مباهله

هیئت نمایندگی با دیدن وضع یاد شده ، وارد شور شدند و به اتفاق آراء تصویب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند ، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغی به عنوان «جزیه» ( مالیات سالانه ) بپردازند و در برابر آن ، حكومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع كند. پیامبر اكرم (ص) رضایت خود را اعلام كرد و قرار شد آنها هر سال در ازای پرداخت مبلغی جزئی ، از مزایای حكومت اسلامی برخوردار گردند.

سپس پیامبر اكرم (ص) فرمود: عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی كه در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز كشیده می شد.

منبع: فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی ،  ج2.



 

شرح جلسه ومصوبات:این جلسه که به صورت فوق العاده برگزار گردید باحضورگرم جناب سروان خلاقی فرمانده محترم پاسگاه انتظامی هستیجان مزین گردید ایشان به دعوت مسئول کانون جهت هماهنگی وراهنمایی اعضا برای هرچه بهتروقانونمندتربرگزارشدن مراسم عزاداری ماه محرم درجلسه حضوریافتند .درابتدای جلسه مسئول کانون ضمن خیرمقدم گویی خدمت جناب سروان مراتب قدردانی وتشکراعضای هیئت امنا کانون ازایشان رابیان ممود مسئول کانون درادامه اظهارداشت خوشبختانه هرسال مراسم عزاداری آقا اباعبدالله الحسین بهتروباشکوه ترازسال قبل برگزار می گردد وماباید قدر این گونه مراسمها رابدانیم وآگاه باشیم که برای چه عزاداری می کنیم مگرجز این بود که یاران امام حسین (ع) برای تداوم دین مقدس اسلام وبه فرمان امام و ولی خویش جانفشانی نمودند مانیز که خویش راپیرو اهل بیت می دانیم باید فداکاری واطاعت پذیری را ازیاران باوفای امام حسین (ع) بیاموزیم . اسماعیل سهرابی از فرمانده محترم پاسگاه هستیجان خواستار شدتا جهت هرچه بهتر برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم با هیئت حضرت ابوالفضل (ع) وکانون همکاری داشته باشند.
فرمانده محترم پاسگاه نیز ضمن تشکراز برگزاری جلسه وهمچنین تسلیت ایام محرم الحرام وشهادت امام حسین (ع) ویاران باوفایشان ازآمادگی پاسگاه برای همکاری درهرچه بهتر وامن تربرگزاری مراسم عزاداری خبر دادند.
سپس بم اتفاق آرا مصوبات ذیل به تصویب اعضا رسید
4- همکاری وهماهنگی میان کانون وپایگاه مقاومت باپاسگاه وتبادل اخبار
2- حضوربه موقع پاسگاه درصورت لزوم درروستا

3- حضورفیزیکی پاسگاه درشبهای تاسوعاوعاشورا در روستا



 

 

 

 

 
شرح جلسه ومصوبات:جلسه باصلوات برمحمد(ص) وآل محمد(ص) آغازگردید دراین جلسه که مسئول محترم هیئت حضرت ابوالفضل (ع) روستاوهیئت امناء هیئت فاطمیه خواهران نیز درآن حضورداشتند ابتدا مسئول کانون ضمن خیرمقدم به مدعووین  وتبریک اعیاد غدیروقربان به نزدیکی ماه محرم ماه عزاداری سروروسالارشهیدان اشاره نمود وخودودیگران رابه درس آموزی ازمکتب امام حسین (ع) توصیه نمود وی درادامه با اشاره به مصوبات صورت جلسه ماه قبل ازحضور امام جمعه محترم درجلسه قبل قدردانی وتشکرنمود سپس به اتفاق آرامصوبات ذیل برای اجرا درماه آینده به تصویب رسید
 
 
1-     آماده سازی فضای مسجد برای عزاداری ماه محرم
2-     آمادگی جهت حضور روحانی درروستا
3-     فضاسازی سالم مطابق با اصول وموازین اسلامی درحسینیه وتکیه باب الحوائج روستا وحذف تمثالهای منتسب به ائمه اطهار (ع)
4-     همکاری باهیئت حضرت ابوالفضل (ع) دربرگزاری هرچه بهتر مراسم عزاداری آقا اباعبدالله (ع)
5-     اجرای16 مسابقه پیامکی ویژه دهه اول محرم
6-     نظارت برحسن اجرای نوحه ها وروضه های نداحی ونوحه خوانی مطابق بامقتل وجلوگیری ازانحرافات احتمالی
7-     تصویربرداری وفیلم برداری کامل از مراسم عزاداری هیئت حضرت ابوالفضل (ع) توسط گروه تصویربرداری کانون
8-     تعامل وهمکاری باهیئت فاطمیه (س) دراجرای بهتر مراسم عزاداری وادعیه
9-     نظارت برحسن اجرای مراسمهای هیئت فاطمیه
امیداست باهمکاری وهم دلی همه دست اندرکاران بتوانیم عزادارواقعی برای آقاعباعبدالله (ع)باشیم